شنبه 17 اسفند 1392برچسب:, :: 10:39 :: نويسنده : فافا
alan ba yek adad fafaye dar poste khod dar hale paykobi movajeh hastid bande alan daneshga hastam va nafasiimo bd az 22roz mikham bebinam eshgham dare miad dombalam saat 1 kelasam tamom mishe pish b soyeeeee eshghaaaam Aya man alan dar tavanam hast ke havasam b dars bashe Cheshmam b saate k key vaghte gharar mishe nemidonam chera mesle rozaye aval k gharar dashtim esteres gereftam Khastam in lahzehaye ghashange entezar sabt beshe k shod dg man beram sare kelas ba by ![]()
دو شنبه 12 اسفند 1392برچسب:, :: 20:14 :: نويسنده : فافا
شونزده روز نفسیم رو ندیدم کلافه ام انگار یه چیزی گم کردم حوصله هیچ کی رو ندارم کم کم داره نفسم میگیره تمام:( ![]()
جمعه 3 اسفند 1392برچسب:, :: 18:19 :: نويسنده : فافا
بالاخره خاطره روز اشنایی رسید این پست رو تقدیم میکنم به عشقم بخاطر تمام صبوری مهربونی عشقی که به خرج داد تا بهم برسیم ادامه مطلب ... ![]()
پنج شنبه 24 بهمن 1392برچسب:, :: 8:29 :: نويسنده : فافا
سلام صبح بخیر به جیگمل خودم پسر قشنگم فردای روز خرید به نفسیم گفتم بیا مثل پارسال لو بدیم چی گرفتیم دیگه اینطوری من تا روز ولن از کنجکاوی(فوضولی نه)میمیرم اول قبول نکرد اما بالاخره راضیش کردم که بیا اولین حرف رو فقط بهم بگیم بقیه رو حدس بزنیم دیشب به همسری میگم خدایی کی رو دیدی کادوهاشون رو بهم لو بدن فقط من و تو اینجوریم پارسالم همین کارو کردیم خاطرش رو تو همون پست های اول نوشتم اما یه حال دیگه میده وقتی میدونی چیه و کلی بهش فکر میکنی چه شکلیه یعنی عشقنامه:من که ندیده میدونم مثل همیشه با چه دقت حوصله ایی رفتی مغازه ها رو گشتی تا اونی که درنظر داری رو پیدا کنی قربون یه جفت چشم قهوه ایت برم که با نگاه مردونت اون قد هیکلت همیشه دنبال چیزای جینگیل دخترونه میگردی برای خانمت ![]()
چهار شنبه 16 بهمن 1392برچسب:, :: 19:30 :: نويسنده : فافا
بازم سلام به عشقم و سلام به دوستای خودم بنده الان یک عدد فافای خوشحال هستم که هیچ کاری نکردم امشبم میخوایم بریم جشن عقد و نه دوش گرفتم نه لاک زدم نه سی دی رایت کردم برای تو راه تازه وقت ارایشگاه دارم لباسامم اماده نکردم و چون گفتم پست بعدی رو زود میزارم بیخیال کارام شدم نشستم پای وبلاگ رسیدیم پارک رفتیم رو میز دونفره نشستیم همسری هم هی میگفت بیا بریم تو ماشین بخوریم اینجا زشته گفتم چه زشتی اولا که هیچکسی نیست بعدم اصلا باشن مگه چیه والا قرار دوم که دیروز بود لباسی که میخوام امروز برای جشن بپوشم زیپش خراب بود مامان2 تو خیاطی مهارت دارن لباس رو داده بودم به همسری که مامان2 ببینه میشه درستش کرد یا نه که مامان2 به چرخش زیپ لباس من نخورد خودشون زیپ شبیه زیپ قبلی لباسم گرفتن بردن دادن خیاطی برام درست کرد همسری دیروز تو برف اومد فقط بخاطر لباس من وقتی در رو باز کردم عشقم رو سر کاپشنش برف نشسته بود اخه قرار بود دیروز قرار داشته باشیم اما چون زمین لغزنده بود به همسری گفتم نیاد خطرناکه دیگه با ماشین بیرون اومد لباس رو داد تو پارکینگ یه کمی حرف زدیم کتونی که مامان داده بود رو دادم بهش چارت انتخاب واحدم دادم به عشقم که همیشه برام برنامه میچینه انتخاب واحد میکنه حتی خودم یه ترمم انتخاب واحد نکردم پی نوشت:این پست قرار بود دیروز ساعت 7:30 اتومات بیاد رو وب اما نیدونم چرا نیومد عشقنامه:وقتی بعد از این همه سال هروقت من رو میبینی چه تو سرما گرما از ماشین پیاده میشی به سمتم میای تا همون چند قدمم که میخوام بیام پیشت تنها نباشم همراهیم میکنی...وقتی هنوزم هر سری مثل روزای اول در ماشین رو برام باز میکنی وقتی روزایی که حتی عجله کار داری مسیر پیاده شدنم سرخیابون تا رسیدنم به خونه رو از دور نگاهم میکنی مواظبم هستی تا سالم به خونه برسم خیالت راحت بشه بعد بری وقتی این حس رو بهم میدی که هر چند سالم که از باهم بودنمون درکنارهم بودنمون بگذره تو بازم مثل روزای اول باهام رفتار میکنی برات تازگی دارم پر میشم از حسای خوب ادامه مطلب ... ![]() ![]() |